تبلیغات
وصال - نمایش آرشیو ها
وصال

آخرین جمعه سال 90
اسفند ماه من
ماه
گوگل
من خوب و آرامم ،همین مرا بس هست .
خدایم به من معرفت عطا کن
هر روز برایت صدقه می اندازم تا دلم آرام گیرد
نارنجی
لبخند میزنم به همه ی زیبایی ها .
لطفا برایم بنویسید
سلام فرنوش عزیز.
چقدر سوژه هایم برای خندیدن کم اند.
دست به دستانش دراز میکردم برای چیدن محبت هایش.
برایم استخاره کرد در نیمه های شب
من به حضورتان عادت کردم .
بچه ها دوستان دارم
بغض هم برای خودش رویایی داشت..
چقدر زود انس میگیرم
بسمه الله
ستاره ها به ماه حسودی میکردند.
میدانم همین حوالی ها همیشه مراقبم هستی .
گلها همه شکفتند.
خدایم بهترین ها را در انتظارم بگذار .
مریم
میخندید ،میخندیدم .
روایت چشمانم
پیامبر و دیگر هیچ!
رسول مهربانی ، کمکم کن تا این دنیا را معبری بنگرم برای عبور
چشم هایم چقدر زیبا واژه ی انتظار را معنی میکنند.
با خود چگونه اندیشیدی؟
و من چقدر از ته دل خندیدن را دوست می دارم.
این یعنی به واقع دلم برای خدایم تنگ شده
حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت.....
زیارت ناحیه مقدسه
دلم گرفته از این روزها، دلم تنگ است ...
ذهن درگیرم ،درگیرتر میشود
یا ارحم الراحمین
چقدر از تو دورم.......
میخواست گلبرگ هایش را پرپر کند!
مهربانا به من عنایت کن.
پایــــیز آمـــــد
پیش از اینها فکر میکردم خدا
او یک فرشته بود
سلام دختر پروانه های نا آرام
تپه صبا
بهار نارنج
آرامش
.
مرا چه شده است؟
ببین کجای این دنیای فانی ایستاده ای؟
تعداد کل صفحات: (4) 1   2   3   4   

فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ