تبلیغات
وصال - انگار زیر قدم هایم را خدا نقاشی کرده بود
وصال

انگار زیر قدم هایم را خدا نقاشی کرده بود

سه شنبه 23 آبان 1391

نوع مطلب :دل نوشته، 

ساعت فکر میکنم 6 ،6:30 بود ،هوا تاریک شده بود و منم کارم تموم شده بود ،با اونایی که تو راهرو چشم تو چشم میشدم خداحافظی میکردم ،روز آرام و خوبی بود .

هوا خنک و ملس بود، از محل کارم که خارج شدم  ماه برایم خودنمایی نکرد و من هم انقدر محو مسیر و درختها با برگ های رنگارنگشان شده بودم که به کل فراموش کردم آسمان بالای سرم را نگاه کنم  ،

خیلی زیبا بود من چون نو عروس  قدم میزدم و درختان بر سرم برگ های رنگارنگشان را رها میکردند .

من به خود میبالیدم که در مسیری پر از برگ های نارنجی ،زرد...        قدم میزدم .

انگار زیر قدم هایم را خدا نقاشی کرده بود ،من پر از شعف شده بوده ام .

خدای مهربونم ممنونم از همه ی زیباییهایت .

 




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

كد آهنگ