تبلیغات
وصال - اسفند ماه من
وصال

اسفند ماه من

جمعه 26 اسفند 1390

نوع مطلب :دل نوشته، 

روی  یکی از صندلی ها  واقع در اتاق خانوم ها مینشینم ،چند نفری باهم در حال گپ و گفت هستند کمی به حرف هایشان گوش میدهم ،نگاهشان میکنم ، هر از گاهی با لبخندی همراهیشان میکنم و نگاهم را  هر بار که کسی میخواهد حرف بزند از نفر قبلی میگیرم و به نفر بعدی میدهم ،مدتی این کار را ادامه میدهم تا به این نتیجه میرسم که حرفهایشان با افکارم سنخیتی ندارد و بطور نا محسوس در حالی که نگاهم  حرف هایشان را دنبال میکند نه حواسم ،در کیفم را باز میکنم و موبایلم را که سایلنت کرده بودم  از قبل چک میکنم ،چندتا تماس پاسخ نداده با چندتا پیامک تبلیغاتی و البته 3تا پیامک  از دوستانم ، باز برای لحظه ای نگاهشان میکنم و برای خالی نبودن عریضه سری به معنای تایید تکان میدهم  ،گوشیمو تو کیف میزارم و تقویم سال 90 رو از کیف در میارم ،از صفحه ی اول بازش میکنم ،یاد پایان سال 89 میفتم که آقای علیمحمدی  داشت ازین تقویم ها به بچه ها میداد ، نفس عمیقی میکشم و آن را  خالی میکنم  ،شروع میکنم به ورق زدن ،از اردیبهشت زیبایم میگذرم  ،همه  ی روزها  با جزئیاتش از جلو چشمانم عبور میکند  .

چقدر همه چیز زود گذشت ،باید بشینم اهداف سال 91 رو برای خودم بنویسم تا مثل الان بتونم  ببینم به چیا رسیدم و به چیا نرسیدم ،یا اصلا خوبه که به خواسته هام رسیدم یا اگه نمیرسیدم شرایط بهتری داشتم .

چقدر خدارو در نظر داشتم  در کارهایم ؟!

مهربان خدا ، سپاسگذارم .




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

كد آهنگ