تبلیغات
وصال - من به حضورتان عادت کردم .
وصال

من به حضورتان عادت کردم .

پنجشنبه 30 تیر 1390

نوع مطلب :دل نوشته، 

گیر داده بود که تو به کسی علاقه مند  هستی؟

مانده بودم چه بگویم؟

نه آنکه در صدد انکار باشم ،نه؟ اینکه آیا تعریفش از علاقه مندی  با من یکیست یا نه ؟

 

میگفت از نوشته هایت چنین برداشت می شود .

گفتم :میگذارم خواننده هر طور میخواهد قضاوت کند ،این طبیعت نویسندگیست ،من مینویسم :تو  هم ،هرطور دوست میداری برداشت میکنی .

گفت :درست حدس زدم ،علاقه مند اما با حفظ شان و منزلت .

گفتم نازنینم ،من در سردرگمی به سر میبرم  ،نمیتوانم چیزی را بطور قطع بگویم ،این را بار ها اقرار کرده ام در نوشته هایم .

میگویید چرا مبهم مینویسم ،این را بارها و بارها ،همه یتان به من گفتین .

میخواهم واضح بنویسم اما شرایط نمیگذارد ،نمیگذارد ساده بگویم چرا که ساده گفتن ها ،ممکن است برایم دردسر شود.

به این دوست عزیزم گفتم :برای جذابیت بیشتر اینکار را میکنم تا خواننده بیشتر مشتاق شود تا به شخصیت وصال پی ببرد .

اما دوستان ،حقیقت این هست که من برای خودم مینویسم ،من رمان نمینویسم ،البته برایم جذابیت دارد که می آیید و نوشته هایم را پیگیری میکنید و میخوانید و جویای احوالم میشوید ،من به واقع به شما عادت کرده ام .

برایم جالب می آید که به تکرار میگویید از سبک و قلمم خوشتان می آید و همین باعث خواندن مطالبم میشود ،من اینجا اقرار میکنم  که فقط درگیری های ذهنیم را مینویسم تا آرام شوم یا به تعادل برسم به لحاظ روحی .

من اینکار را از کودکی انجام میدادم  .

اما نازنینان،اگر از آینده خبر داشتم ،شاید با قاطعیت بیشتری مینوشتم و با ابهامات کمتری .

من به حضورتان عادت کردم .

برای منیر نازنینم .




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

كد آهنگ