تبلیغات
وصال - مریم
وصال

مریم

سه شنبه 24 اسفند 1389

نوع مطلب :دل نوشته، 

در اتاق رژی با بهاره نازنینم نشستم و در حال صحبت کردن بودیم که مریم خوبم به طرفم میاد و میگه : ...بیا کارت دارم فقط خودت ، تنها .

از بهاره عذر خواهی میکنم و با مریم از اتاق رژی خارج میشیم ،جای خلوتی پیدا نمیکنیم تمام راهرو ها پر است ،زیر پله ای پیدا میکنیم بین اتاق 101 و 102 و مریم میگه ببین آقای ... گفت بهت بگم :...

هنوز حرفش را نزده که قلبم به شماره میفتد و میگویم : مریم جان ،چی ؟چی شده ؟نکنه به خاطر ...

مریم میخندد و میگوید : نه.

میگویم : پس چی ؟

خنده اش اوج میگیرد و میگوید: باور کن وقتی منو احضار کرد خودم هم قلبم در دهانم بود ، فکر کردم باز هم بچه ها حاشیه درست کرده اند.

مریم میگوید :.

.

.

.

شاید بعدا بگویم مریم چه میگوید.




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

كد آهنگ